![]() |
![]() |
|
| اتئیسم |
|
ادرس جدید در صورت فیلتر شدن وبلاگ توسط سربازان گمنام امام زمان: http://fackinggods.blogfa.com
تکامل فرونکاستنی افرینش هوشمندانه با زدن مثالی سعی می کنم تکامل را برای دوستان بهتر شرح دهم ،چون از نظرات پست های قبلی معلوم بود که چقدر با درک تکامل مشکل دارید کوهی را تصور کنید که یک طرف آن یک دیواره ی عمودی است که صعود از آن ناممکن است، اما طرف دیگر این کوه، تا قله شیب ملایمی دارد. در قله ی این کوه، یک اندامه ی پیچیده مانند یک چشم نشسته است. این فکر مهمل را که اندامه ها یکباره دارای پیچیدگی شده اند، می توانیم به صعود از دیواره ی این کوه تشبیه کنیم. برعکس، تکامل شبیه به صعود از جناح دیگر کوه است. تکامل، این شیب ملایم را به آرامی از دامنه تا قله می پیماید: به همین سادگی! این اصل که صعود باید از شیب ملایم باشد نه از دیواره. خلقت گرایانی که می کوشند برهان نامحتملی را به نفع خود به کار گیرند همواره فرض می کنند که انتخاب زیستی، مسئله ی همه یا هیچ است. یک نام دیگر مغالطه ی "همه یا هیچ"، "پیچیدگی فرونکاستنی" است. مطابق این مغالطه، چشم یا می بیند یا نمی بیند؛ بال یا می پرد یا نمی پرد. انگار که هیچ حالت میانه ای مفید نیست. اما این کاملاً اشتباه است. در عمل این حالت های میانه بسیار اند – و نظریه ی تکامل هم دقیقاً همین انتظار را دارد. حیات واقعی، شیب ملایم کوه محال را می پیماید، درحالی که خلقت گرایان تمام مسیرها را جز دیواره ی مهیب پیش رویشان نادیده می گیرند. این پرسش ها که " نصف یک چشم به چه دردی می خوره؟" و اینکه "نصف یک بال به چه دردی می خوره؟" هر دو نمونه هایی از برهان "پیچیدگی فرونکاستنی" هستند. یک واحد کارکردی را هنگامی دارای پیچیدگی فرونکاستنی می دانیم که برداشتن یکی از اجزای آن واحد، موجب اختلال کلی در کارکرد آن شود. این برهان فرض می گیرد که چشم و نیز بال پیچیدگی فرونکاستنی دارند. اما همین که یک لحظه بیاندیشیم، بی درنگ مغالطه را درمی یابیم. اگر بخواهیم برای کاربرد چشم هم مثالی مشابه کاربرد بال های ناقص در افتادن از درختان دارای ارتفاعات مختلف بزنیم، به راحتی می توانیم موقعیت هایی را تصور کنیم که در آنها نصف یک چشم، جان جانور را نجات می دهد، در حالی که 49 درصد آن چشم چنین نمی کند. کِرم پَهن، چشمی دارد که با هر معیار معقولی، محقرتر از نصف چشم انسان است.چشم کرِم پَهن که فقط نور و سایه را تشخیص می دهد، اما تصاویر را نمی تواند ببیند، اما هیچ آدم عاقلی نمی تواند انکار کند که چشم داشتن برای این جانور بی مهره و بسیاری جانواردان دیگر، بهتر از چشم نداشتن است و همگی این چشم ها در جایی روی این شیب پیوسته و ملایم به سوی قله ی محال جای می گیرند. بر روی این شیب، چشم ما نزدیک به یک قله است – هرچند نه مرتفع ترین قله، اما یکی از مرتفع ترین قله ها.درست است که داشتن نصف بال، به خوبی داشتن بال کامل نیست، اما مسلماً از بال نداشتن بهتر است. موقع سقوط از درختی به ارتفاع معین، نصف بال می تواند شدت ضربه ی برخوردتان به زمین را تخفیف، و جان تان را نجات دهد. و اگر 51 درصد یک بال را داشته باشید، می توانید از درختی اندکی بلند تر بیافتید و باز زنده بمانید پس، دیدیم که چشم ها و بال ها مسلماً پیچیدگی فرونکاستنیی ندارند؛ اما نکته ی جالب تر از این مثال های خاص، درس کلی است که باید از آنها بگیریم. این حقیقت که خیلی ها در این مورد دچار اشتباه محض بوده اند باید ما را هشیار کنه تا در موارد که به خوبی واضح نیستن مانند موارد سلولی و بیوشیمیایی، که امروزه خلقت گرایان با ترفند "نظریه ی آفرینش هوشمندانه" جار می زنند، بی درنگ اعلام نکن که چیزی دارای پیچیدگی فرونکاستنی است؛ ممکن است با دقت کافی جزئیات آن را ندیده باشی، یا با دقت به آنها فکر نکرده باشی در هر حال، گرچه یافتن یک پیچیدگی فروکاهش ناپذیر نظریه ی داروین را باطل خواهد کرد، اما از کجا معلوم که چنان یافته ای نظریه ی آفرینش هوشمندانه را نیز ابطال نکند؟ در حقیقت، این نکته قبلاً نظریه ی خلقت هوشمند را باطل کرده است، زیرا،دانش ما درباره ی خدا هر قدر هم اندک باشد، می توانیم با اطمینان بگوییم که اگر خدایی در کار باشد، آن خدا نیز ناگزیر باید بسیار بسیار پیچیده و البته فرونکاستنی باشد!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 3:55 توسط Lord Hooman |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
my id : facking_gods
|
| پیوندهای روزانه |
|
برهان تجارب شخصی دانلود کتاب ایات شیطانی اسطوره اتئیسم اتئیسم خدا و برهان نظم تکامل فرونکاستنی افرینش هوشمندانه اهنگ از Devilish Band آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|