تبليغاتX
Anti God - .
اتئیسم
 

برای بار ۱۰۰۰:من نمیگویم چون ادیان اشتباهاتی دارند پس خدا وجود ندارد بلکه من میگویم چون خدا وجد ندارد ادیان اشتباه هستند

هر کسی میاد اینجا و با استدلالهای خودش که فقط تو منطق خودش میگنجه یک حرفی میزنه تا یک ایرادی گرفته باشه.من از انتقاد بدم نمیاد ولی انتقاد داریم تا انتقاد.بعضی ها یک حرفایی میزنن که واقعا به عقل نداشتشون شک می کنم.خوب بابا بشینید ۲ دقیقه رو حرفی که میخواهید بزنید فکر کنید.

خیلی ها میگن خدا وجود دارد و علتش هم این طور بیان میکنند:مگر میشود که هر کسی خوب زندگی میکند پاداشش مرگ ابدی در زیر خاک باشد و هر کسی که بد زندگی میکند و مثلا ادم می کشد هم با مرگ زندگی اش به پایان برسد؟ ّ،پس در نتیجه روح و خدا و جهان اخرت هر ۳ وجود دارند.خوب من در جواب به این ادمها باید بگم که این استدلالی برای اثبات وجود خدا نیست  بلکه وجود خدا را مطلوب تر میکند.یعنی اینکه چون هر کسی باید به سزای کار خود برسد،بهتر است که خدا و اخرتی باشد  نه اینکه حتما هست.

خیلی ها هم میگن که تو تابع اخلاقیات نیستی و به پوچی رسیدی چون ادیان و یا خدا رو قبول نداری.بگذارید اول از اخلاقیات بگم:اخلاقیات در کل نسبی بوده  ولی در زمان حال این طور نیست.ما انسانها همان طور که از لحاظ جسمی به تکامل رسیدیم از لحاظ ذهنی هم به تکامل رسیدیم.اجداد ما مرزی برای  جدا کردن خوب از بد نداشتن ،ولی رفته رفته با گذشت زمان این مرز پدید امد و به طور ژنتیکی به نسل های بعد رسید.به طوری که اگر ما یک کودک امروزی را  از بچگی تفنگ بدیم دستش بگیم بقیه را بکش و به بگیم کشتن کار خوبی است ممکنه که با بی رحمی ادم بکشه ولی باز هم از درون چیزی ازارش میده چون مغزش به طور فطری خوب و بد را طبق مرزی که پدران چند هزار سال پیشش به وجود اوردن تشخیص میده.حلا ببینید چقدر مسخرست که میگید چون من خدا و ادیان و اخرت را قبول ندارم باید ادم  پستی باشم.در چند جمله ی بالا کلمه ی فطرت و به کار بردم و البته منظورم از فطرت ذهنیت به تکامل رسیده ی انسانها هستش.اینو گفتم که کسی نیاد برهان فطرت و مطرح کنه و ۴ تا فحش به من بده که چرا خدارو قبول نداری.یکی از علت هایی که بشر خدا رو خلق کرد  سرپوش گذاشتن به روی جهالت خود بود.انسانهای چند هزار سال پیش علت پدیده ها را نمی دانستند پس یک نیروی برتر را در ذهنشان خلق کردند تا ماه گرفتگی و زمین لرزه و صدها معلول دیگر را به خدا نسبت بدهند.و این نیروی برتر کم کم در ذهن ها پیشرفت کرد تا جایی که توانست زندگی ابدی را به انسان هدیه بدهد و حتی توانست  صدها اسم را برای خود به ارمغان اورد.خیلی از موضوع خارج نشیم و اینگونه بود که خدا زاده شد و ذهن های بشر را ویروسی کرد. پس تعجب نکنید اگر دیدید نوزادی از انسانهای امروزی تنها در بیابان بزرگ شد و به دنبال نیروی برترش گشت و ان را با هر نامی که خواست صدا کرد و البته با احکام متفاوت.

ومن از این خندم می گیره که همش میخواهند زندگی من را پوچ معنا کنند در حالی که سر شار از معناست.یک مومن ممکن است خوشحال تر از یک مردد باشد همان گونه که مست خوشحال تر از هوشیار است!!!

خلاصه من حجمی از ماده هستم که بخت باهام یار بوده و به انسان تبدیل شدم پس سعی میکنم از زندگیم لذت ببرم و هیچ لذتی بالاتر از انسانیت نیست و  پس از مرگم مهم نیست که به خاک و چیز های دیگه تبدیل میشم   مهم اینه که حالا من  منم  در اینجا.

کسی به پوچی میرسه که احساسش از عقلش سبقت بگیره.من مدتهاست که میدونم خدایی نیست اما مدت زیادی نیست که احساسمم این و قبول کرده.بعضی ادم ها میگن وقتی ما با خدامون راز و نیاز میکنیم بهمون ارامش میده پس خدا وجود داره.البته این  هم وجود خدا رو مطلوب میکنه نه اثبات.مهم اینه ادم از چی کمک می خواد و چه قدر ایمان به ان چیز داره.شما  اگر از وجود خدا ارامش را میبینید  پس می توانید خدا را در یک قرص پروپرانولول هم ببینید و در مقابل این قرص سجده کنید.در واقع ما وقتی با خدا راز و نیاز میکنیم داریم خودمون به خودمون تلقین میکنیم و ارامش را به خودمان القا میکنیم.بگذارید باز هم مثال قرص را بزنم و قتی  ما ۲ بار با خوردن قرص ارام بخش به ارامش برسیم و دفعه سوم به ما گچ بدهند و بگویند قرص ارام بخش هست  مطمئنا با خوردن ان به ارامش میرسیم.گاهی افراد سر قبر یک مرده میرن و شفا میگیرند چون ایمان به ان قبر دارند ولی این خودشانند که با انرژی خودشان خود را شفا میدهند  البته اگر بیماری باشد.هیچ  ادمی نیست که یک دست نداشته باشد و با سر قبر رفتن دست در بیاورد.خلاصه این که ایمان به یک تیکه چوب هم میتونه به ما ارامش بده.

و برخی دیگه هم هستن که دوست دارن هر چیزه خوبی و به خدا یا دین و پیامبران نسبت بدهند و  خلاصه ادم های فرصت طلبی هستند که از وقایع سو استفاده میکنند.یکی تو کامنت ها گفته بود که تاریخ و روزو ساعت و تعداد طبقات برج هایی که در ۱۱ سپتامر منفجر شدن تو قران امده و این معجزه ی قران است.  حتما (الم) هم که میگن از رموز قران هست، منظور اون ادمی هستش که در ان موقع در توالت یکی از برج ها گیر کرده بوده و الله روش نشده اینها را بگه به جاش گفته  (الم).ما نباید عقاید القاعده یی ها را فراموش کنیم و در اخر  منظورم از این حرف را می فهمید.مثل این است که من یک ساختمان ۱۲ طبقه که دارای شیشه های سیاه هست را منفجر کنم و بگویم این انفجار معجزه ای است برای اثبات حرف هایم در این وبلاگ چون من ۱۲ پست در وبلاگم دارم و رنگ قالبم سیاه است.واییییییی چه معجزه ای 

از دوستانی که نظر میدن هم خواهش میکنم کتابهای عرفا را برای خواندن به من پیشنهاد نکنند.شاخ نرین استدلال عرفا اینه:خدا خوب است و خدا کار بد نمی کند. ما هستیم و بد است که زمانی نباشیم چون خدا بیهوده نمی افریند پس اخرت وجود دارد.  خلاصه این شریعتی واقعا پرچم مکتب سفسطه را برد بالا .

خوب من نمیدونم پست در مورد موضوع جدید بنویسم یا اینکه همش چند تا پستی که نوشتم و توضیح بدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 21:11  توسط Lord Hooman |