![]() |
![]() |
|
| اتئیسم |
|
برهان تجارب شخصی
بسیاری برای این به خدا اعتقاد دارند که معتقداند تصویری از خدا یا یک فرشته را به چشم خود دیده اند. یا خدا محرمانه با آنها سخن گفته است. برهان تجارب شخصی در نظر کسانی مدعی اند که چنین تجاربی داشته اند یکی از متقاعدکننده ترین برهان های وجود خداست. اما در نظر باقی مردم، و کسانی که با روانشناسی اشنا هستند، این برهان کمتر از همه متقاعدکننده است. شما می گویید مستقیماً خدا را تجربه کرده اید؟ بسیار خوب، کسانی هم هستند که یک فیل صورتی را تجربه کرده اند، اما شاید دانستن این برایتان جالب نباشد.جورج دبلیو بوش می گفت که خدا به او گفته که به عراق حمله کند ( افسوس که خدا به او وحی نکرد که در آنجا سلاح های کشتار جمعی نیست). بیماران در تیمارستان فکر می کنند که ناپلئون یا چارلی چاپلین هستند یا همه ی دنیا علیه شان در حال توطئه اند و یا می توانند پیام شان را به همه ی مردم القا کنند. ما به این ادعاها می خندیم و ان ها را جدی نمی گیریم، به این خاطر که عده ی زیادی از این قبیل باورها ندارند. تنها فرق تجارب دینی با این موارد این است که مدعیان داشتن تجارب دینی زیاد است. مغز انسان یک نرم افزار شبیه سازی درجه ی یک را اجرا می کند. چشمان ما تصویر وفادارانه ای از جهان خارج، یا فیلم دقیقی از آنچه در زمان می گذرد ارائه نمی دهند.این نرم افزار شبیه سازی در مغز، به ویژه مناسب تشخیص چهره ها و اصوات است.برای این نرم افزار پیشرفته، شبیه سازی یک روح یا یک فرشته یا یک مریم باکره مثل آب خوردن است. من روی پنجره ی اتاقم ماسکی پلاستیکی از انشتین گذاشته ام. از روبرو که به این ماسک نگاه کنیم، عجیب نیست که، مثل تصویری ثابت است. اما جالب است که وقتی از پلهو به آن نگاه کنیم، ادراک بسیار عجیبی حاصل می کنیم. یعنی با گشتن به دور ماسک، به نظر می رسد که چهره هم می گردد و به ما نگاه می کند. کسانی که قبلاً چنین ماسکی ندیده اند، از دیدن این پدیده کاملاً شگفت زده می شوند.چرا چنین پدیده ای رخ می دهد؟ هیچ کلکی در ساختن ماسک به کار نرفته است. هر ماسک توخالی ای چنین پدیده ای ایجاد می کند. همه ی کلک در مغز بیننده است. نرم افزار شبیه ساز درونی ما داده هایی را دریافت می کند که حاکی از وجود یک چهره است. برای ادراک یک چهره، شاید به چیزی جز یک جفت چشم، یک بینی و یک دهان در جاهای تقریباً مناسب نیاز نباشد. مغز با داشتن این سرنخ های سرانگشتی باقی کار را انجام می دهد. نرم افزار شبیه سازی چهره به کار می افتد و یک مدل کاملاً صلب از چهره می سازد، حتی اگر در واقع چیزی که چشم می آید جز یک ماسک توخالی نباشد. در مورد حس شنوایی هم به همچنین. هنگامی که صدایی را می شنویم، انتقال صوت از اعصاب شنوایی به مغز مثل انتقال صوت از میکروفون به یک ضبط صوت باکیفیت، وفادارانه نیست. مانند سیستم بینایی، در سیستم شنوایی هم مغز یک مدل شنیداری می سازد، که بر پایه ی داده های شنوایی مدام در حال تجدید سامان داده های عصب شنوایی است. در کودکی ام، یک بار صدای یک روح را شنیدم: صدای مردانه ای که می امد انگار که در حال خواندن ورد یا دعایی بود. من تقریباً، اما نه کاملاً، می توانستم واژه هایش را تشخیص دهم. من داستان هایی از زندگی ارواح درخانه های قدیمی شنیده بودم، و اندکی ترس برم داشته بود. اما از تخت برخاستم و آهسته به طرف منبع صدا حرکت کردم. هرچه نزدیک تر می شدم، صدا بلندتر می شد. ا آن قدر نزدیک شدم که منشاء اصلی صوت را تشخیص دهم. باد، که از سوراخ کلید به داخل می وزید، صدایی ایجاد کرده بود که نرم افزار شبیه ساز مغز من آن را به صدای مردانه تعبیر کرده بود. اگر کودک تلقین پذیرتری بودم، ممکن بود که نه تنها سخنی نامفهوم ، بلکه سخنانی مشخص و حتی جملاتی را می شنیدم. و اگر هم تلقین پذیر بودم و هم مذهبی بار آمده بودم، از سخنانی که باد زمزمه می کرد شگفت زده می شدم یک بار دیگر، تقریباً در همان سن و سال، چهره ی خیلی ترسناکی دیدم از پشت پنجره خیره شده است. با ترس و لرز جلوتر رفتم تا اینکه آن قدر نزدیک شدم که توانستم ببینم آن چهره واقعاً چیست: تنها شکل چهره مانند مبهمی بود که تصادفاً توسط پرده ها ایجاد شده بود. خود چهره و سیمای ظاهراً شیطانی آن، برساخته ی مغز ترسان کودکانه ی من بود. در 11 سپتامبر 2001 برخی مردمان دیندار فکر کردند که در دود برخاسته از برج های دوقولو چهره ی شیطان را دیده اند: خرافه ای دیگر بر پایه ی یک عکس. عکسی که در اینترنت درج و به طور گسترده منتشر شد. مدل سازی کاری است که مغز بشر به خوبی از پس آن بر می آید. وقتی که خوابیم، آن را رؤیا می نامند؛ وقتی بیداریم، آن را تخیل می نامیم، و هنگامی که تخیل خیلی زنده نماید، توهم.کودکانی که "دوستان خیالی" دارند، گاهی آنها را به وضوح می بینند، درست انگار که واقعی هستند. اگر ساده لوح باشیم، توهمات و رؤیاهای خود را آنچنان که هستند تعبیرنمی کنیم، بلکه مدعی می شویم که روحی، یا فرشته ای، یا خدا را دیده ایم یا صدایش را شنیده ایم. "از زندگی جنسی خود لذت ببر (تا حدی که به هیچ کس آسیب نرسانی) و بگذار دیگران هم در خلوت خود از هرچه دوست دارند لذت ببرند. زندگی دیگران به تو ربطی ندارد." |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 18:47 توسط Lord Hooman |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
my id : facking_gods
|
| پیوندهای روزانه |
|
برهان تجارب شخصی دانلود کتاب ایات شیطانی اسطوره اتئیسم اتئیسم خدا و برهان نظم تکامل فرونکاستنی افرینش هوشمندانه اهنگ از Devilish Band آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|